افزايش PEG Mw, سبب كاهش اندازه خلل و فرج مي‌شود. گرچه اين عامل كم اهميت ترين متغير درمقايسه با فاكتورهاي ديگر به حساب مي آيد، اما دركنترل كردن اندازه متوسط خلل و فرج اثر قابل ملاحظه اي دارد. توجه كنيد كه هر چقدر Mw كوچكتر باشد تعداد مولكولهاي PEG تا زماني كه  مشابه به كار برده شود، بزرگتر مي‏شود. اين افزايش Mw، cmc را كاهش داده و به همراه غلظت PEG بالاتر، cmc با سرعت بيشتري بدست آمده و خارج مي‌شود.

بدين ترتيب براي افزايش پايداري امولسيون، cmc  پايين تر از ارجحيت دارد، زيرا شكل گيري ريز واره‏ها بسيار سريعتر شده و ذرات كوچكتر اجازه شكل گيري دارند.

براي BSA، اثر غلظت (امولسيون 02/0 ، 01/0 ،2/0 ،5/0 ، 1 يا 2) ارزيابي شد، همچنين داربست هاي بار شده با 01/0 امولسيون و بدون هيچ گونه CaCl2 يا PEG ساخته شدند تا افزايش اثرات آنها بررسي شود. غلظت BSA تا زماني كه از  2/0 امولسيون تجاوز نكند، بر اندازه متوسط خلل و فرج تاثير قابل ملاحظه اي ندارد (شكل 2-60). در غلظت هاي كمتر از 2/0 امولسيون، متوسط اندازه هاي خلل و فرج بين 55 و 70 بود. غلظت هاي بين 2/0 و 1 امولسيون، BSA به عنوان يك عامل فعال در سطح و محافظت كلوئيد عمل كرده تا اندازه ذرات متفرق فاز (آب) را  كاهش دهد (به عبارت ديگر، متوسط اندازه خلل و فرج)؛ بدين ترتيب هر چقدر غلظت بالاتر باشد، متوسط اندازه خلل و فرج كوچك تر خواهد بود. به نظر مي رسد كه در غلظت هاي بيشتر از 1 امولسيون، اثر عامل فعال در سطح به حد عملي رسيده باشد زيرا متوسط اندازه خلل و فرج در حدود 8/05/6 بدست آمد. همه داربست ها داراي تخلخل و مساحت سطح ويژه بسيار بالا هستند ( به ترتيب 90% > و ) كنترل اندازه متوسط خلل و فرج از طريق تنظيم غلظت پروتئين به توانايي پروتئين‏ها در تاثير گذاري بر تثبيت امولسيون‏ها بستگي دارد. پروتئين ها در حد فاصل امولسيون ها رونشين و جمع شده و به عنوان عوامل فعال در سطح و محافظ كلوئيد عمل مي كنند. واسطه امولسيون بكار رفته در اين آزمايش شامل فاز هيدرو فوبيك (MC/PLG) است، آب زدايي لايه هاي هيدرو فوبيك از انرژي آزاد گيبز بين سطحي مطلوب پروتئين پيراگير سطح هيدرو فوبيك مي كاهيد.

آلبومين با قابليت تطبيق ساختاري بالا در تغيير شرايط محيطي، حتي اگر آب زدايي و يا بر هم كنش هاي ديگر نامطلوب باشند، تمايل به رونشيني در اغلب سطوح را دارد. اين كارآيي بيشتر توسط بار خالص منفي فراوان آلبومين ايجاد مي‌شود كه پايداري ساختار مولكول در در محلول كاهش داده و احتمال رونشيني آني (خودجوش) را افزايش مي دهد. اين رونشيني ترجيحي پروتئين (BSA) در حد فاصل، بر پايداري امولسيون و در نتيجه اندازه متوسط خلل و فرج داربست اثر مي گذارد. البته، با حذف CaCl2 و PEG، اثر عامل فعال در سطح BSA (01/0 امولسيون) تشديد شده و سبب كاهش شديد اندازه متوسط خلل و فرج از  به  مي گردد (شكل 3-60). تحليل MIP توزيع اندازه خلل و فرج در شكل 4-60 نشان داده شده است. همچنين، توزيع بزرگ اندازه خلل و فرج نيز با تمايز كامل در متوسط خلل و فرج بين گروههاي 1 و 2 نماش داده شده است. بدين ترتيب، اثرات CaCl2 و PEG به اثرات BSA اضافه نمي شود.

 

-روش ارحج ساخت داربست

PREFERRED METHOD OF SCAFFOLD FACRICATION

بر اساس اطلاعات ذكر شده كه در جدول 1-60 خلاصه شده است، مجموعه ارجح شرايط ساخت داربست با كنترل اندازه خلل و فرج و كيفيت خوب فيزيكي به شرح زير مي باشد؛ غلظت PLG،

سرعت همگن سازي  . داربست هاي ساخته شده بر اساس اين پارامترها داراي كيفيت خوب فيزيكي و اندازه متوسط خلل و فرج  هستند. داربست هايي با كمترين اندازه متوسط خلل و فرج را مي توان با افزودن غلظت هاي بالاي BSA (  در  2 امولسيون) يا NaCl  ( در M1) بدست آورد. شرايط پردازش و اندازه متوسط خلل و فرج در جدول 2-60 خلاصه شده است.